X
تبلیغات
آدما وفا ندارن/یه تیکه سنگ مثه خارن - دلم گرفته آسمون

آدما وفا ندارن/یه تیکه سنگ مثه خارن

اشکاتو پاک کن گناهم اشک دیگه فایده نداره

دلم گرفته آسمون

                                       

گفته بودم كه ديگه حرف نميزنم قرار بود كه سكوت كنم ولي بخدا نميتونم نميشه نميشه نميشه قلبي كه شكسته نميتونه سكوت كنه

بخدا خستم خستم از اين فاصله ها خستم از اين بي وفايي از اين نامرديا! چرا به همش به من ميگين فراموش كنم من مهردادمو دوست دارم بخدا دوسش دارم چرا هيچكي حرفم رو باور نميكنه گريه ها منو ميبيني ميبيني مهرداد رفتي ولي من هنوزم تو نبودت اشك ميريزم مهرداد چقد بي انصافي مهرداد وقتي ديدي ديوونتم رفتي!انتقام همه اونا كه شكستنت رو از من گرفتي؟! آخه يه لحظه فكر نكردي دل من طاقت اين شكستن رو نداره! گناهم چي بود كه شكستيم!

اگه با نبود من خوشي عيب نداره گورمو گم ميكنم

اصلا گوره من

اگه با اشك ريختن من خوشي خوش باش

اگه با زجر كشيدن من خوشي بخدا خوش باش

من اينقد اشك ميريزم و زجر ميكشم تا بميرم يادته اون روز دستام تو دستت بود با هم اشك ميريختيم با كمال بي انصافي گفتي خوشبخت شم منم گريه كردم گفتم بي تو ميميرم تو نفهميدي زندگي مني نفهميدي نفهميدي بخدا نفهميدي فقط دروغ گفتي كه خوشبختيم آرزوته دروغ گفتي من ميميرم بخدا ميميرم

اي خدا چرا هيچكي منو نميفهمه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

اينقد تو تنهايي اشك ميريزم كه نفسم بالا نمي ياد به سرفه كردن مي افتم اون وقته كه اشك تو چشام حلقه ميشه ميگم مهرداد به آرزوت رسيدي من واقعا گورم گم شد و از اين دنيا رفتم............................

 

گفته بودم دلم واس امام رضا تنگ شده بود پنج شنبه رفتم حرم ولي امان امان از دل من همين كه چشم به گنبد افتاد اشك ريختم جيگرم سوخت يه كم كه جلوتر رفتم چشم به در بازار رضا افتاد سرم رو برگردوندم چشم افتاد به خيابوني كه با مهرداد بارها ازش گذشتيم ولي اين بار مهردادي نبود آيلار بود تك و تنها با يه جيگر سوخته قلب شكسته اشك ريختم فقط اشك ريختم گفتم يا امام رضا مهردادم مهردادم پس مهردادم كجاس كجا دنبالش بگردم!!!!!!!!!!!!!

اشك ريختم و وارد حرم شدم اذان رو گفته بودن واس نماز شب اونجا بودم نمازم رو كه خوندم تموم شد رفتم سجده بغض دوباره تركيد اشك ريختم گفتم يا امام رضا تو بفهم كه دوسش دارم گفتم يا امام رضا مهردادم رو ميخوام من بدون اون چه كنم من با اين همه خاطره چه كنم گفتم يا رضا به پات افتادم كمكم كن دارم از اين دوري ميميرم

بعدش رفتم داخل حرم حرم بي نهاين شلوغ بود اولش يه كم تو صحن واستادم خلوت بشه واي خدا دلم داره ميسوزه دور و برو هر كي رد ميشد اصفهاني بود انگار همه اصفهان بودن ولي نفس من نبود همين طور دور خودم مي چرخيدم گفتم شايد مهردادم باشه شايد ببينمش اگه مي بود اگه ميديدمش مي پريدم بغلش با هاهاي بلند اشك ميريختم جيغ ميزدم ولي مهرداد من اونجا نبود نفس من نيود همه بودن ولي جون من نيود نبود گشتم ولي نبود دوباره دلم شكست اشك ريختم و رفتم داخل خيلي شلوغ بود حتي پشت پنجره فولادم شلوغ بود ميرفتي جلو خفه ميشدي ولي من رفتم به هزار زور و زحمت رفتم رفتم رفتم تا دست به پنجره رسيد همين كه دستم رسيد ديوونه شدم گفتم يا امام رضا مهردادم و ميخوام چرا رفت! چرا از من گرفتينش!من كه دوسش داشتم! ولي هيچكي جواب اشكاي منو نداد با كلي نا اميدي برگشتم همين طور كه ميرفتم هر چند قدمي دوباره برميگشتم پشت سرم ميگفتم يا امام رضا دارم ميرم ولي تو هم روتو از من برگردونديدي!!!!!!!!

از حرم برگشتم تو راه برگشت از جلو پارك ملت رد شدم دوباره جيگرم سوخت و اشك ريختم ولي جز غم هيچكي نبود

واس كسي اشك ميريزم كه دوسم نداره عشقش واقعي نبود ولي من دوسش دارم ميدونم ميدونم يه روز مياد يه روز ميشه كه بهم بگن گلت يه گلدون پيدا كرده.........................

من اشك ميريزم داد ميزنم شبا تو خواب گريه ميكنم اين سرمايه ي من از يه عشق واقعي هستش عيب نداره شايد من لايق اين شكستن بودم

 

دلم گرفته آسمون

دوباره اين دل هواي تو رو داره

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم آبان 1389ساعت 7:57  توسط يكي كه فراموش شد برای همیشه  |